Monday, October 11, 2004

مینا

این را هم ماهان عزیز برام فرستاده . شما بخوانید و خاطراتون رو برام بفرستید.”
من هميشه متوجه نگاهای اون می شدم توکلاس ما، اون واقعا خيلی متفاوت بودپنج روزی ازاول سال گذشته بود که اون اومد وبه من پیشنهاد داد که با هم تو يک نيمکت در آخر کلاس بشينم من هم که از اون خيلی خوشم می اومد قبول کردم واز اون روزبه بعدما با هم در يک نيمکت می نشستيم.مينا هميشه جوری می نشست که پا هاش زیر پای من بود و با فشاردادن و بالا و پائين کردن پاش منو از حال طبيعی خارج می کردمن هم خيلی خوشم می اومد ولی به روم نمی آوردم آخه اون يک همجنس بود تا يک روز اون به من گفت که خيلی پاهاش درد میکنه اگه ممکنه واسش بمالم رونشو ومن هم قبول کردم و وقتی که داشتم می ماليدم اون هی می گفت که بالاتر سعيده جان ديروز رفتيم کوه آه چه دردی میکنه -و من دستم داشت ديگه به جای رونش به کسش می خورد و اون ديگه در اوج بود و کم کم حس کردم که کسش خيس شده و گفت مرسی می خوای من هم تو رو بمالم گفتم -من که از لمس کس اون که الحق چه کس نابی بود خودم هم تحريک شده بودم گفتم آره و بعد جا هامونو عوض کرديم واون چادرشو جوری گرفت که نيمکت ما ديد نداشت و شروع کرد به ماليدن کس من بدون مقدمه ومن کم کم حس کردم که دارم گرمی دستشو احساس می کنم نگاه کردم ديدم که اون زیپ منو بازکرده وداره ديگه اززيز شورت می ماله و يك دفعه وای رفتم تو ابرا تمام شورتم خيس شده بود به حدی که ديگه شلوارمو خيس کرده بود بعد مينا منودعوت کرد برم خونشون ومن که حدس زده بودم موضوع چی گفتم باشه خودمم باورم نمی شد که اينقدر به مينا و سکس با اون علاقه داشته باشم. قرارما فردا ساعت 8 بود صبح رفتم خونه اونا از بيرون خو نشون واقعا قشنگ بود هر چند داخلش هم همين جور بودرفتم بالا و ديدم پدرسگ يک تاپ آستين حلقه پوشيده که سينه و سفيدی بدنشو واقعا تو چشم من جلوه می دادو يک شورت لی تنگ که باسن زيبا مينا واقعا خود نمائی می کرد من رفتم تو و بعد از سلام و احوال پرسی مانتو ومقنعه رو در آوردم و مينا گفت دختر تو محشری من ميميرم واسه تو، واسه هيکلت ورفت سر يخچال و يک قوطی فلزی آورد گفتم اين چی گفت مشروب بخور بعد می فهمی که چی من از رو کنجکاوی شروع کردم به خوردن مشروب راستی يادم رفت بگم که مينا مامان نداشت وباباشم سر کاربود و اون تنها فرزند اون خانواده محسوب می شد خلاصه من شروع کردم به خوردن خيلی بد بود ولی واسه اينی که خيلی تلخ بود ولی بعدازچند دقیقه من ديگه تو ابرا بودم ومينا هم که بدترازمن بود اومد طر فم وشروع کرد به لب گرفتن وای چه حالی می داد من کاملا مست بودم مينا تاپ منو در آورد و شروع کرد به مکيدن سينه هام ومن داشتم از لذت منفجر می شدم وای چه سينه های داری سعيده وای من می خوام بخورمشون -ومن داشتم حشری تر می شدم وبعد اون شلوار منو در آورد وشرتم رو به طرز ماهرانه ای پاره کرد و شروع کرد به خوردن کسم وای الهی من فدای اين کست بشم سعيده وای چقدر سفيده دختر وای من هم شروع کردم به در آوردن لباس مينا وبعد شرتش که ناگهان کس مينا منو میخ کوب کرد وای تو عمرم کس به این قشنگی نديده بودم مثل غنچه نشکفته با ولع و حرص شروع کردم به خوردن کسش ناگهان حس کردم که دهنم خيس شد وبعد هم خودم ارضا شدم و بعد شروع کردم به لب گرفتن ازهم و همونجوری لخت تو بغل هم خوابیدم من بعد از 1 ساعت ازنوازشهای که با کسم می شد بلند شدم ییییییییییییییییییییییییییییییییییپدر مینا بود من قبلا اونو ديده بودم مردی 40ساله خیلی خوش تيپ.- مينا وای مينامينا که قبلا بيدار شده بود گفت ساکت نترس من با بابام راحتم اون از موضوع امروز ما خبر داره و پدرش که حالا لخت شده بود راحت باش عزیزم مينا از تو خيلی تعريف کرده راحت باش و شروع کرد به ليسيدن کسم ومن که کم کم داشت اظطرابم فرو کش می کرد راحت کسمو دادم تو دهنش ولی واقعا ليسيدن يک مردخيلی متفاوته.مينا هم شروع کرد به خوردن سينه هام و من در اوج ابرا بودم بعد مينا رفت پا ئين تر و شروع کرد به خوردن کير باباش وای من فکر می کردم دارم خواب می بينم وباباش کس مينا رو می خورد من هم سينه هاشو.- خوب کی می خواد اول به من کس بده-چی کس مگه...يکدفعه مينا گفت بيا بابا جونی بکن و باباش شروع کرد به کردن وای انگار رويا بود - آه بابا وای بابا بکن تو توتر وای فدای کيرت بشم بابا-وای وای کس تو از جنس کس فرشته هاست وای چقدر تنگه مينا وای دخترم راستی حالا نوبت سعيده است من می خواستم بگم نه ولی زبونم قفل شده بوداز طرفی می خواستم تجربه کنم که ديدم مینا داره لای کسم کرم می زنه و تا اومدم چيزی بگم احساس کردم که بابا ش داره با تمام وجود کيرشو وارد کس من می کنه و من ناگهان دردی شديد احساس کردم وجيغی زدم و ملافه با خون يکی شد وای وای می سوخت ولی بعد ..............و بعد هر سه رفتیم حمام وای چه حالی داد و ازاون روز ماجرای ما شروع شد.”

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home